**چه خزان، چه بهار؛ انتخابی از جنس تعهد**
گاهی در میان انبوه رزومهها، مهارتها و شاخصهای عملکرد، چیزی لطیفتر و عمیقتر ما را متوقف میکند. چیزی شبیه به این شعر:
_«باد در گوشم گفت:
باز هم میگذرم؛
به خزان یا تازه، مثل بهار،
تو چه را میخواهی؟
من تو را میخواهم،
چه خزان و چه بهار!»_
فهیمه پورمند
در سالهایی که در حوزه منابع انسانی فعالیت کردهام، بارها با این پرسش روبهرو شدهام:
آیا این فرد، فقط برای روزهای خوب مناسب است؟ یا در روزهای سخت هم کنار ما خواهد ماند؟
ما در حوزه منابع انسانی، فراتر از مهارتها و مدارک، به دنبال نشانههایی از تعهد، همدلی و باور به مسیر مشترک هستیم.
کسی که در روزهای پرچالش، همچنان با انگیزه بماند. کسی که انتخابش از سر علاقه باشد، نه صرفاً منفعت.
در دنیای متغیر کسبوکار، باد تغییر همیشه در گوش ما زمزمه میکند: «باز هم میگذرم…»
اما آنچه ماندگار است، انتخابهاییست که با دل و باور انجام میدهیم.
در نهایت، منابع انسانی یعنی دیدن انسانها، نه فقط بهعنوان منابع، بلکه بهعنوان قلب تپندهی سازمان.
و چه زیباست وقتی کسی را بیابی که بگوید:
**«من تو را میخواهم، چه خزان و چه بهار!»**
دیدگاه خود را بنویسید